رشد و توسعه اقتصادی (برنامه ریزی و توسعه اقتصادی)
توسعه اقتصادی فرآیندی است که در آن یک سری تحولات و تغیرات بنیادی در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به وقوع می پیوندد به عبارت ساده تر رشد اقتصادی به افزایش مداوم در توانایی های اقتصاد برای تولید کالاها و خدمات در طول زمان اطلاق می شود ولی توسعه اقتصادی افزایش مداوم سطح رفاه تمامی جامعه در طول زمان است، پس انتظار میرود همراه با توسعه اقتصادی حتما رشد اقتصادی حتی با تاخیر هم شده حاصل شود. اما این امکان وجود دارد که رشد اقتصادی منجر به تولید اقتصادی نشود.
مهم ترین شاخص های سنجش توسعه: 1) شاخص های محض 2) شاخص های ترکیبی
شاخص های محض
تولید ناخالص ملی- تولید سرانه واقعی- توزیع درآمد- وسعت فقر- نرخ اشتغال- تغیر ساختار اقتصادی- تمرکززدایی و افزایش نرخ مشارکت - دسترسی به امکانات بهداشتی و آموزشی
شاخص های ترکیبی
ü شاخص ترکیبی توسعه اجتماعی (توسط سازمان ملل) شامل 73 شاخص جزئی اقتصادی و اجتماعی با وزن های متفاوت از تیتراژ روزنامه به ازای هر هزار نفر جمعیت گرفته تا مصرف سرانه پروتئین
ü شاخص ترکیبی کیفیت فیزیکی زندگی (توسط موریس) که برای سنجش رفاه انسان ها بکار می رود که در ایجاد این شاخص از سه شاخص امید به زندگی در یک سالگی ، مرگ و میر نوزادان، میزان با سوادی که بین 1 تا 100 با بدترین عملکرد تا بهترین عملکرد قابل سنجش میباشد.
ü شاخص توسعه انسانی که از 1990 از سوی برنامه توسعه سازمان ملل متحد منتشر میشود.
سه جزء و مولفه این شاخص عبارتند از:
- توان برخورداری از عمری طولانی توام با سلامتی
- توان معرفت اندوزی و کسب علم
- توان دسترسی به منابع و امکانات لازم برای برخورداری از یک سطح زندگی مناسب که حداقل و حداکثر آن بین صفر تا یک قرار دارد که با این نمره کشورها در سه سطح تعریف میشود کشورهای با توسعه انسانی بالا که برابر و بالاتر از 8/.، کشورهای با توسعه انسانی متوسط که بین 5/. – 8/. میباشد و نهایتاً کشورهای با توسعه انسانی پائین که کمتر از 5/. است.
با توجه به اینکه توسعه در کشورها عموماً با شدت و ضعف هایی همراه است، لذا براساس روند توسعه کشورها در قالب کشورهای توسعه نیافته، در حال توسعه و پیشرفته (توسعه یافته) تقسیم میشوند.
بحث ما درخصوص کشورهای در حال توسعه(کشورهای گذار از وضعیت توسعه نیافتگی به بحث توسعه یافتگی است) خصوصیات مشترک این کشورها در موارد ذیل است:
ü پایین بودن سطح زندگی:سطح پایین زندگی در این کشورها عموماً مشکل پایین درآمد سرانه که بعضاً خود را به شکل فقر نشان میدهد درآمد سرانه سوئیس 270 برابر درآمد سرانه اتیوپی و 93 برابر درآمد سرانه هند است.
ü پایین بودن سطح بهره وری نیروی کار در واقع عدم استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود بطور خاص یا به عبارتی استفاده اثر بخش از منابع در فرآیند تولید کالا و خدمات
ü پایین بودن سطح اشتغال و بالا بودن نرخ بیکاری
ü نرخ بالای رشد جمعیت در واقع نرخ بالای زاد و ولد
ü نرخ بالای بار تکفل
بالا بودن نرخ رشد جمعیت و بار تکفل موجب افزایش فقر و کاهش رفاه اجتماعی در این کشورها شده است.
ü تک محصولی بودن
ü وابستگی به واردات از کشورهای صنعتی و پیشرفته
مشخصه های اکثر کشورهای در حال توسعه بخصوص کشورهایی با نظام سرمایه داری، دوگانگی ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنهاست در واقع این ساختارها از دو بخش مجزا تشکیل شده یک بخش سنتی و عقب مانده و بخش دیگری پیشرفته و مدرن است که این دو بخش فاقد ارتباط و انسجام میباشند
فقر شدید، وفورنعمت - بی سوادی، سواد بالا
دوگانگی ها انواع گوناگون دارند از قبیل:
تکنولوژیکی، مالی، فرهنگی، اقتصادی، منطقه ای، جغرافیائی، اجتماعی، شهری- روستایی، صنعتی- کشاورزی و بخش رسمی- غیر رسمی
مشخصه اصلی کشورهای توسعه نیافته دوگانگی تکنولوژیکی است
خصوصیات غیر مشترک کشورهای در حال توسعه
1. اندازه کشور از لحاظ جغرافیائی، جمعیتی و درآمدی
2. سوابق تاریخی، وابستگی خارجی، سلطه و استعمار
3. منابع انسانی و مادی
4. ترکیب فعالیت های اقتصادی بخش خصوصی و دولتی
5. ساختار اقتصادی و سیاسی
موانع توسعه اقتصادی در کشورهای در حال توسعه
1. وجود دور های باطل فقر
2. ناچیز بودن انباشت سرمایه
3. موانع اجتماعی و فرهنگی
4. تنگنا های کشاورزی
5. کمبود نیروی انسانی
6. کمبود ارز